
كتاب «تاريخ هرودوت» يكي از مهمترين كتابهاي تاريخي جهان به شمار ميآيد كه بيش از 50 سال از زمان ترجمه آن به زبان فارسي ميگذرد. در اين كتاب هرودوت علاوه بر اينكه شيوهزندگي، رسوم و امور سياسي ملل قديمه را مورد بررسي قرار داده، اطلاعاتي را نيز پيرامون تاريخ و جغرافياي اين ملل از جمله تاريخ و جغرافياي ايران در اختيار مخاطب خود قرار داده است. شرح تاريخ و جغرافياي ايران و بررسي امور مربوط به نخستين شاهان هخامنشي يكي از مفصلترين بخشهاي اين اثر است كه به نوعي يكي از بزرگترين شاهكارهاي مكتوب عالم محسوب ميشود.
كتاب «تاريخ هرودوت» كه بهعنوان شاهكار مكتوب از آن نامميبرند معايبي دارد كه اگر چه كليت آن را زير سؤال نميبرد ولي بخشهايي از آن، بهويژه فصلهايي كه در آنها پيرامون تاريخ و جغرافياي ايران و پادشاهان هخامنشي، مباحثي مطرح شده را اغراق آميز، مبهم و يكسويه مينماياند.ندانستن زبان ملل قديمه، عدمدسترسي به اطلاعات و معلومات در مورد تاريخ و جغرافياي آنها و همينطور غرور و حس ملتپرستي هرودوت و برتر دانستن يونانيان نسبت به ملل ديگر و اغراقآميزي و ديدگاه يكسويه نويسنده به تاريخ اين ملل، از جمله مواردي است كه موجب وارد آمدن لطمه به اين اثر بزرگ شده است.
اغراق و عدمتناسب شواهد و مستندات مورد استفاده در ارائه تاريخ ملل قديمه و جنگهاي ميان ايران و يونان كه در زمان پادشاهي داريوش اول و خشايارشا اتفاق افتاده بهحدي آشكار و غيرقابل پذيرش بوده كه بارها اين مسئله توسط تاريخنويسان و محققان ايراني چون ميرزاحسنخان پيرنيا، احمد كسروي و... مورد اعتراض و انتقاد قرار گفته است. اما به اين دليل كه اين انتقادها همواره در سايه حس وطندوستي و احساسات ميهنپرستانه مطرح ميشده، آن طور كه بايد و شايد مورد توجه مورخان و محققان داخلي و خارجي قرار نگرفته است تا اينكه كتاب «نقد تواريخ هرودوت» به قلم اسپنسر دياسكالا محقق و تاريخدان صاحبنام آمريكايي منتشر شد و توانست ابهاماتي را كه در تاريخنگاري هرودوت «پدر تاريخ جهان» وجود دارد مرتفع كند و موج تازهاي را در اين زمينه بهوجود آورد.
اسپنسر، محقق و استاد كرسي تاريخ دانشگاه هاروارد در اثرش «نقد تواريخ هرودوت» ديدگاههاي منتقدان و صاحبنظران ايراني را با ذكر شواهد و مستنداتي مورد تائيد قرار ميدهد و ميگويد: گفتههاي هرودوت درباره خشايارشا و داريوش اول و پارهاي مباحث مربوط به جنگهاي ميان ايران و يونان دروغ محض بوده و كاملا جانبدارانه نگارش شده است.«نقد تواريخ هرودوت» كه به تازگي به همت دكتر محمد بقايي (ماكان) و به همت نشر يادآوران به فارسي برگردانده و منتشر شده، شامل 9 فصل است كه مولف آن در هر فصل با وسواسي خاص به شرح آنچه در تاريخ و جغرافياي ملل قديمه به واقع اتفاق افتاده است، ميپردازد. هر فصل اين كتاب با نام يكي از ميوزها از جمله كليو (ميوز تاريخ)، اوترپ (ميوز نينوازي)، ملپومنه (ميوز تراژدي)، كاليوپ (ميوز شعر حماسي) و... نامگذاري شده است.
اسپنسر در «نقد تواريخ هرودوت» پس از ذكر خلاصهاي از فصلهاي مورد اشاره در اثر هرودوت، آن بخش را مورد نقد و بررسي قرار ميدهد. دكتر بقايي نيز در مواردي آنجا كه با موضوعي مغاير با حقيقت روبهرو شده است براساس مدارك و مستندات موثق در پانويسها به شرح و توضيح مورد پرداخته است.«نقد تواريخ هرودوت» در طول پنجاه سالي كه از ترجمه كتاب «تواريخ هرودوت» ميگذرد به يقين اولين كتابي است كه بهطور مستقل در شرح، نقد و بررسي اين اثر بدون جانبداري و كاملا مستقل به رشته تحرير در آمده و نسبت به ديگر تاريخنگاريهاي مورخان ايراني و خارجي اين مزيت را دارد كه نويسنده آن يكي از اساتيد برجسته تاريخ يونان و ايران در دانشگاه هاروارد است كه هيچ وابستگي به دو كشور ايران و يونان ندارد و كاملا بيطرفانه ارزيابيهايي را در مورد جنگهاي ايران و يونان در معرض ديد مخاطب قرار داده كه همگي آنها پس از خوانش كتاب، مورد تاييد خواننده قرار خواهد گرفت.
برچسب:
نویسنده: آرمان دیان